دوش نگریستم در صحرایی پیرجو بر الاغی سوار و هیاتی به دنبالش ....
لقمان بر او فرود امد و بگفتا بر تو سه پند است که در زندگانی تو را بسیار به کار اید ای شیخ کاو ....
پیرجو لنگر همی بربیانداخت و عنان مرکب برکشید و بگفتا مرا مفیوض بنما ای حکیم ....
لقمان نیک بر او نظر نمود و با دستی بر...