آقو ما يه مدت به عنوان رفتگر مشغول به کار بوديم...
يه روز يه کيف پولي وسط خيابون پيدا کِرديم...توشو نيگا کِرديم ديديم 12ميليارد تومن پوله!
گفتيم ها الآن ميريم اي کيفو رو به صاحابش ميديم هم ثواب داره هم کلي معروف ميشيم ميپوکونيم!...
آقو طرفو پيدا کرديم کيفو داديم بهش چنان خوشحال شدا نيم ساعت...
آقو ما يه مدت به عنوان رفتگر مشغول به کار بوديم...
يه روز يه کيف پولي وسط خيابون پيدا کرديم...توشو نيگا کرديم ديديم 12ميليارد تومن پوله!
گفتيم ها الآن ميريم اي کيفو رو به صاحابش ميديم هم ثواب داره هم کلي معروف ميشيم ميپوکونيم!...
آقو طرفو پيدا کرديم کيفو داديم بهش چنان خوشحال شدا نيم ساعت مارو...
آقو ما يه مدت به عنوان رفتگر مشغول به کار بوديم...
يه روز يه کيف پولي وسط خيابون پيدا کرديم...
توشو نيگا کرديم ديديم 12ميليارد تومن پوله!
گفتيم ها الآن ميريم اي کيفو رو به صاحابش ميديم هم ثواب داره هم کلي معروف ميشيم ميپوکونيم!...
آقو طرفو پيدا کرديم کيفو داديم بهش چنان خوشحال شدا نيم ساعت مارو...
آقو ما دیروز تو یه ی قبرستونی بودیم دیدم یه مراسم ختم واس یه بابایی گرفتن گفتیم مام شرکت کنیم ثواب داره... کاکو
همه نشسته بودیم ناراحت، یی هو خونواده زن دوم مرح...وم پیداشون شد!
آقو دوتا خونواده افتادن رو سر مو ...مام نفهمیدم چیتو شد. اونقدر مشت و لگد خورد تو پوزمون فکمون از 36جا شیکست!
آخرشم از...
آقو ما دیروز یه معتادو تو خیابون دیدیم گفتیم ببریمش کمپ نرک اعتیاد تحویلش بدیم جامعه در خطر ای انگلو نباشه...
بردیمش اوجا مسئول کمپ به مام مشکوک شد داد مارو هم خوابوندن واس ترک!:l
بعد از سه ماه گفت برو آزمایش بده ببینیم پاک شدی یا نه رفتیم آزمایش دادیم تو آزمایشگاه جواب چندتا آزمایش با هم قاطی...
آقو ما یه بار رفته بودیم خونه ژپتو...ای پینوکیو تا چشش به ما افتاد اومد بغلمون کرد گفت:
به به ساده ی خوشبخت...
تا اینو گفت دماغش نیم متر زد جلو اومد تو حلق ما!
گفتیم:کاکو یه حرف راست بزن ای دماغت از حلقوم ما بیاد بیرون...
گفت چی بگم؟
گفتم ای روزنامه رو بگیر یه مطلب ازش بخون...
ای یه روزنامه...
آقو ما یه بار رفته بودیم خونه ژپتو...ای پینوکیو تا چشش به ما افتاد اومد بغلمون کرد گفت:
به به ساده ی خوشبخت...
تا اینو گفت دماغش نیم متر زد جلو اومد تو حلق ما!
گفتیم:کاکو یه حرف راست بزن ای دماغت از حلقوم ما بیاد بیرون...
گفت چی بگم؟
گفتم ای روزنامه رو بگیر یه مطلب ازش بخون...
ای یه روزنامه...
آقو ما دیروز یه معتادو تو خیابون دیدیم گفتیم ببریمش کمپ نرک اعتیاد تحویلش بدیم جامعه در خطر ای انگلو نباشه...بردیمش اوجا مسئول کمپ به مام مشکوک شد داد مارو هم خوابوندن واس ترک!بعد از سه ماه گفت برو آزمایش بده ببینیم پاک شدی یا نه رفتیم آزمایش دادیم تو آزمایشگاه جواب چندتا آزمایش با هم قاطی شد...
آقو ما یه روز داشتیم درباره نیوتون و سیب و جاذبه زمین تحقیق میکردیم یهو جو مارو گرفت گفتیم بریم زیر یه درختی بشینیم یه سیبی هم بخوره تو سر ما مام مثل ای نیوتونو معروف شیم...آقو ما یه درختی گیر آوردیم نشستیم زیرش..یه ساعت...دو ساعت...هیچ سیبی نیفتاد آقو انقد نشستیم زخم بستر گرفتیم...
...بالاخره...