خوشا! دلی که گرفتار زلف دلبند است//دلی است فارغ و آزاد، کو درین بند است
به تیر غمزه، مرا صید کرد و میدانم//که هیچ صید بدین لاغری، نیفکندست
علاج علت من، می کند به شربت صبر//لبت، که چاشنی صیر کرده، از قند است
فراق بر دل نادان، چو کاه، برگی نیست//ولیک بر همه دان، همچو کو الوند است
طریق بادیه را از...