می نویسم از تو.....می نویسم از خودم....می نویسم برای دلتنگی های خودم.......برای بغضی که بارها تازه می شود...بارها فرو می خورمش و دوباره تلخی کال بودنش عذابم می دهد...
گاهی حس می کنم خدا در همسایگی ام خانه دارد...گوشش به زنگ در است و آغوشش منتظر هق هق شبانه ام....
نشانم بده که اشتباه نکرده ام...