عمری به عبث درره مقصود دویدیم/یک عمر دویدیم به مقصد نرسیدیم
چون تایر اواره ای تشویش گرفته/هر لحظه از این شاخه بدان شاخه پریدیم
از خلق جهان خیر ندیدیم از این رو/در گوشه ی تنهایی و خلوت بخزیدیم
بودیم یکی اهوک رام ولیکن/گرگان به کمینگاه چو دیدیم رمیدیم
شهد لبن کودکی از خاطر ما برد/زهری که...
عمری به عبث درره مقصود دویدیم/یک عمر دویدیم به مقصد نرسیدیم
چون تایر اواره ای تشویش گرفته/هر لحظه از این شاخه بدان شاخه پریدیم
از خلق جهان خیر ندیدیم از این رو/در گوشه ی تنهایی و خلوت بخزیدیم
بودیم یکی اهوک رام ولیکن/گرگان به کمینگاه چو دیدیم رمیدیم
شهد لبن کودکی از خاطر ما برد/زهری که...