این روزها جور زمستان را من می کشم ..
نمی بارد من می بارم ..
“هواشناس من” نگاه ام کن ؛
بارش پراکنده با غبار محلی ام !
نمی دانم چه کسی نماز باران خوانده برایم .. ..
نمی دانم !
این روزها جور زمستان را من می کشم ..
نمی بارد من می بارم ..
“هواشناس من” نگاه ام کن ؛
بارش پراکنده با غبار محلی ام !
نمی دانم چه کسی نماز باران خوانده برایم .. ..
نمی دانم !
ممنون. غمی هست که خورد میکنه آدم رو... درمون هم نداره. فقط می سوزی و می سوزی .....درکش میکنم کاملا. گاهی انقد واسه بابام گریه می کردم که بی حال می شدم و یه گوشه می افتادم. اما اون...... برنمیکرده حسین...
یه روز بزرگ میشیم
اونقدر بزرگ که دلت
واسه دوستیه کوچیکمون تنگ میشه
اونوقت دور دلت از دلتنگی دیوار میکشی
و توش بی صدا گریه میکنی
اون روز چشمای خیست
دیروز منو به یاد میاره...
[IMG]