نه دیگه از 9 تا حالا جمع می کردیم آشغالها رو.
عمو محمود 12 شب به بعد رو داده به خودمون که بیایم باشگاه حال کنیم.
دلت بسوزه:w07::w07::w07::w07::w07:
خوابهای زشت ببینی:w07::w07::w07::w07::w07:
باورکن شوخی بود.
خیلی ناراحتم.گریم گرفته که با شوخیم ناراحت شدی.
حتی انقدر بهم فشار اومد به مهرشاد گفتم که باهات سر شوخی کردن دعوام شد.
احساس کردم خیلی بی کسم.من وقتی یکی ازم ناراحت بشه می خوام بمیرم.
آره آشتی.
امید دوسته تو.
من که با حرفم به امید نمی خواستم که تورو بش بشناسونم
که تو ناراحت شدی.
باشه به امید علنی میگم که حرفم شوخی بود.
و واقعا هم شوخی بود.
اگه جنبه شوخی داشتی از کلمه عقده ایم ناراحت نمی شدی.
این همه حرف به من گفتی من هیچ کدوم رو به دل نگرفتم.
اگه ازت دلخورمیشدم یا قصدم توهین بهت بود...