عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی***ای پسر جام میام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاند***شاهبازان طریقت به مقام مگسی
دوش در خیل غلامان درش میرفتم***گفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی
با دل خون شده چون نافه خوشش باید بود***هر که مشهور جهان گشت به مشکین نفسی
لمع البرق من...