سکوتی مبهم
وزش باد
و صدای بال کبوتر
آرام .. آرام
جیک جیک گنجشکی کوچک بر شاخسار در ختی آرام
بوی علف های هرز
پرش حس نگاهم با عبور آدم
وسکوتی شیرین
پر فریاد از رنج زمین
زیر پای من و تو
ارام ،
آرام قدم بردار
نشکن حس من را
حس زیبای طلوع عشقی
عشق پاکی درگوشه ی باغ
آنجا جشنی به پاست
متولد می شود...