یه سوتی از قدیم مدیماااا یادم افتاد گفتم اینجا بگم:D
کارخونه یکی از آشناهامون بودیم
اونجا دور هم کلی خوردنی و تنقلات نوش جوون کردیم
بعد دیدم آشغالاش زیاده
زشته
مشتری بیاد ببینه
عادتم داشتیم
آشغالارو می نداختیم پشت کارخونه قاطیه سنگای شکسته شده
یادمه دره کیسه رو محکم بستم و بردم پشت...