نتایح جستجو

  1. Maenad

    [IMG] مرسی...بی شوخی...

    [IMG] مرسی...بی شوخی...
  2. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ای بابا... به خیالمون اومدیم دانشگاه سراسری درس بخونیم...زهی خیال باطل... سال آخر دیگه... میگذره... هرچند دقت که میکنم میبینم ارشدم همین جا میزنم...!!! حاجی؟ خو شوخی کردم... خب ضیعیفیم دیگه...نیستیم...؟ نه بابا دل ما یه ذره بزرگتره خواهر...
  3. Maenad

    [IMG]آش رشتهههههههههه....

    [IMG]آش رشتهههههههههه....
  4. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی. مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم...
  5. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شما بانوییی... اینو واسه دخترای همسایه گفتم... اخم نکن...دلم میگیره ننه آقام نیستن پیشم...
  6. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به شاهزاده ای خبر دادند که جوان فقیری در شهر هست که بسیار به تو شباهت دارد دستور داد و جوان را به حضورش آوردند شاهزاده بر روی تخت نشسته بود، بادی به غبغب انداخت و در حضور درباریان گفت : از سر و وضع فقیرانه ات که بگذریم، بسیار به ما شباهت داری، بگو ببینم مادرت قبلا در دربار...
  7. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    من خوبم خوبم... آش رشته... میدونید من چند وقته نخوردم...؟ من ننه آقامو میخوام این وقته شب...
  8. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    پس این آش چی شد ضیعیفه هااااا....
  9. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اصرار نوکون... رام دوره... موخام برم... حالا آش شی هس؟ آش رشته؟ وای نه خواهشا... عکسشو بزاری من میمیرما.... ببین... شهر غریب ننه آقام بالا سرم نیستن...
  10. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چه قدر اینجا گرمه... خوشم میاد تا من میام همه میرن...!!! یعنی ما بریم بخسبیم دیه؟
  11. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مو؟ یه موسافر... تهنای تهنا بابا... شوما خو شبا میای اینجا هی موخورید همین میشید د لاغریم خوب چیزیه...
  12. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    عجب روزگاری شده! روزگاریست همه عرضه بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری میپوشند گرگهایی که لباس پدری میپوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند عشقها را همه با دور کمر می سنجند خوب،طبیعیست که یک روزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد‬ اینم یه قصه ی...
  13. Maenad

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب ما امدیم نیز... خوش آمدیم... تحویل نگیرین میرماااا... قراره قصه بگین دیگه...؟ مگه نه...؟
  14. Maenad

    **سایت پیوندها**

    ووااااای عجب افتخاری... خیلی عاالی شدا... ما رفتیم پیوند بازی...!!!
  15. Maenad

    سرد است و من تنهایم... چه جمله ای پر از کلیشه پر از تهوع جای گرمی نشسته ای و میخوانی "سرد...

    سرد است و من تنهایم... چه جمله ای پر از کلیشه پر از تهوع جای گرمی نشسته ای و میخوانی "سرد است"... یخ نمیکنی... حس نمیکنی که من برای نوشتن همین دو کلمه... چه سرمایی را گذراندم...
  16. Maenad

    نگران نباش... حال دلم خوب است نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون ها ی به وقت خواستن...

    نگران نباش... حال دلم خوب است نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون ها ی به وقت خواستن تو آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته و رویاهایش را به خاک میسپارد...!!
  17. Maenad

    نقطه سر خط زندگی... این خط لعنتی را میخواهی چکار؟ وقتی دست تو دست کودکی است که تنها کلمات اول خط...

    نقطه سر خط زندگی... این خط لعنتی را میخواهی چکار؟ وقتی دست تو دست کودکی است که تنها کلمات اول خط را زیبا مینویسد و برای کلمات بعدی دست کوچکش خسته میشود... و دیگر... حتی خودش هم نمیتواند بنویسد برو بی آنکه بنویسی....
  18. Maenad

    ای مترسک انقدر دستهایت را باز نگذار... کسی تو را در اغوش نمیگیرد... ایستادگی همیشه تنهایی می آورد...

    ای مترسک انقدر دستهایت را باز نگذار... کسی تو را در اغوش نمیگیرد... ایستادگی همیشه تنهایی می آورد...
  19. Maenad

    ..................

    ..................
  20. Maenad

    [IMG]

    [IMG]
بالا