نتایح جستجو

  1. * فریبا *

    حسین پناهی

    کنتراست سیاه سیاهم با زرد هماهنگم کن استاد! گاه حجم یک کلاغ کنتراست یک تابلو را حفظ میکند
  2. * فریبا *

    حسین پناهی

    از شوق به هوا به ساعت نگاه میکنم حدود سه نصف شب است چشم میبندم که مبادا چشمانت را از یاد برده باشم و طبق عادت کنار پنجره میروم سوسوی چند چراغ مهربان و سایه کشدار شبگردان خمیده و خاکستری گسترده بر حاشیه ها و صدای هیجان انگیز چند سگ و بانگ آسمانی چند خروس از شوق به هوا میپرم چون کودکیم و خوشحال...
  3. * فریبا *

    حسین پناهی

    پیاده روی گز میکند خیابانهای چشم بسته از بر را میان مردمی که حدودا میخرند و حدودا میفروشند در بازار بورس چشمها و پیشانی ها و بخار پیشانیم حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد...
  4. * فریبا *

    حسین پناهی

    نازی مرد نازي نازي مرد آن همه دویدن و سراب این همه درخشش و سیاه تا كجا من اومدم چطوري برگردم ؟ چه درازه سايه ام چه كبود پاهام من كجا خوابم برد ؟ يه چيزي دستم بود! كجا از دستم رفت ؟ من مي خواهم برگردم به كودكي قول مي دهم كه از خونه پامو بيرون نذارم سايه مو دنبال نكنم تلخ تلخم, مثل يك خارك...
  5. * فریبا *

    حسین پناهی

    چشمان من شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشمان من است به چشمهای من نگاه کن چشم اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
  6. * فریبا *

    حسین پناهی

    برای اعظم براي اعتراف به كليسا مي روم رو در روي علف هاي روييده بر ديواره كهنه مي ايستم و همه ي گناهان خود را اعتراف مي كنم بخشيده خواهم شد به يقين علف ها بي واسطه با خدا حرف مي زنند.
  7. * فریبا *

    سلام عزیزم .مرسی خانوم جون لطف کردی . گلهای تو آلبومت رو هم از طرف من به خودت تقدیم کن !:d

    سلام عزیزم .مرسی خانوم جون لطف کردی . گلهای تو آلبومت رو هم از طرف من به خودت تقدیم کن !:d
  8. * فریبا *

    ادامه رو که هستم .. اما ادغام شدنش بهتره .. میخوام برم خودکشی کنم ... [IMG] شبت بخیر خانومی

    ادامه رو که هستم .. اما ادغام شدنش بهتره .. میخوام برم خودکشی کنم ... [IMG] شبت بخیر خانومی
  9. * فریبا *

    دشتت درد نکنه .. دیدمش .. به کسی نگیا..نگشتیده بودم !

    دشتت درد نکنه .. دیدمش .. به کسی نگیا..نگشتیده بودم !
  10. * فریبا *

    چقدر خورد تو ذوقم :crying2:.. چرا اون شب تو کنفراس نگفتین داریم که منم همون رو ادامه بدم ؟...

    چقدر خورد تو ذوقم :crying2:.. چرا اون شب تو کنفراس نگفتین داریم که منم همون رو ادامه بدم ؟ البته تقصیر خودم هم هست که نگشتیدم .. حالا بی خیال ! ادغامشون کن .
  11. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    حمید زرین عزیز سلام ..شعرهای بسیارزیبایی رو انتخاب کردی .. خصوصا .. چه مهمانان بی دردسری .... . . بچه ها من دیگه یواش یاش رفع زحمت کنم ... خیلی خوابم میاد .. شبتون خوش .
  12. * فریبا *

    آرامش ..میگم ما قبلا تاپیک حسین پناهی داشتیم ؟؟؟؟

    آرامش ..میگم ما قبلا تاپیک حسین پناهی داشتیم ؟؟؟؟
  13. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلااااااااام آناهیتا جان ..خوفی؟ خوش اومدی .. بفرما ..بفرما ... آرامش برو ببین رنگ و وارنگش کردم ..شد رنگین کمون حسین پناهی !
  14. * فریبا *

    من پیدا نکردم .. بچه ها هم چیزی نگفتن .. باران و تنهایی و بقیه میدونستن ... اگه میدونی کجاست...

    من پیدا نکردم .. بچه ها هم چیزی نگفتن .. باران و تنهایی و بقیه میدونستن ... اگه میدونی کجاست لینکشو میدی لفطن ؟
  15. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آرامش جون .. محمد حسین عزیز و آقا حمید گل ..سلام به همتون ... حمید خان تخصیر خودته دیگه ..حالا شب عیدی باید بری یه دل بزرگتر بخری ..
  16. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?p=721693#post721693 منتظر نظراتتون هستم . ;)
  17. * فریبا *

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به همگی ..خوبین .. آخ که چه دلم هوای اینجا رو کرده بود .. شما ها دلتون واسم تنگ شده بود ..مگه نه ؟
  18. * فریبا *

    حسین پناهی

    به وقت گرینویچ اولين نقطه اي که از مرکز کائنات گريخت و بر خلاف محورش به چرخش در امد ، سر من بود ! من اولين قابله اي هستم که ناف شيري را بريده است اولين اواز را من خواندم ، براي زني که در هراس سکوتُ سنگ ُ ***ه تنها نارگيل شامم را قاپيد و برد من اولين کسي هستم که از چشم زني ترسيده است من...
  19. * فریبا *

    حسین پناهی

    دلم آن لحظه كه دست هاي جوانم در روشنايي روز گل باران ِ سلامُ تبريكات ِ دوستان ِ نيمه رفيقم مي گذشت دلم سايه اي بود ايستاده در سرما كه شال كهنه اش را گره مي زد
  20. * فریبا *

    حسین پناهی

    چشم من و انجیر 3 دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جونو کامل کیه ؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم که دیدم پرسیدم این آتیش بازی تو آسمون معناش چیه ؟ کنار این جوب روون نعناش چیه؟ این همه راز ؛ این همه رمز ؛ این همه سر ُ اسرار معماس؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله؟...
بالا