من به پیش شاعران شرمنده ام
نیستم شاعر ، در این ره مانده ام
عاشقی گم کرده راهم از پی یار آمدم
لیک صد افسوس درس عاشقی نا خوانده ام
خک بیز کوی رندان و ادیبانم کنون
همچو حیرانی به گلزار ادب وامانده ام
بحری نا آشنایم در یم مواج شعر
کشتی ام را با امید و لطف یزدان رانده ام...