نتایح جستجو

  1. amir61

    ولنتاین مبارک امیدوارم یه روز به عشقت برسی اگه هم رسیدی در کنارش احساس خوشبختی کنین

    ولنتاین مبارک امیدوارم یه روز به عشقت برسی اگه هم رسیدی در کنارش احساس خوشبختی کنین
  2. amir61

    تولد و ولنتاین با هم مبارک

    تولد و ولنتاین با هم مبارک
  3. amir61

    دوستی هدیه ای یپیچده در روبان نیست که کسی روز تولد به کسی هدیه کند .دوستی قلب من و این دل توست...

    دوستی هدیه ای یپیچده در روبان نیست که کسی روز تولد به کسی هدیه کند .دوستی قلب من و این دل توست که در این راه بهم هدیه کنی
  4. amir61

    دوستی هدیه ای یپیچده در روبان نیست که کسی روز تولد به کسی هدیه کند .دوستی قلب من و این دل توست...

    دوستی هدیه ای یپیچده در روبان نیست که کسی روز تولد به کسی هدیه کند .دوستی قلب من و این دل توست که در این راه بهم هدیه کنی
  5. amir61

    دوستی هدیه ای یپیچده در روبان نیست که کسی روز تولد به کسی هدیه کند .دوستی قلب من و این دل توست...

    دوستی هدیه ای یپیچده در روبان نیست که کسی روز تولد به کسی هدیه کند .دوستی قلب من و این دل توست که در این راه بهم هدیه کنی
  6. amir61

    سلام خواستم در مورد اشکال لبتابم ب÷رسم خودش خوب شد

    سلام خواستم در مورد اشکال لبتابم ب÷رسم خودش خوب شد
  7. amir61

    سلام احوال شما

    سلام احوال شما
  8. amir61

    میتوان حقیقتی را دوست نداشت اما نمیتوان منكر آن شد. (روسو) [IMG]

    میتوان حقیقتی را دوست نداشت اما نمیتوان منكر آن شد. (روسو) [IMG]
  9. amir61

    قشنگترین روزو برات ارزو مندم با بهترین خاطره ها در کنار خونواده گلت

    قشنگترین روزو برات ارزو مندم با بهترین خاطره ها در کنار خونواده گلت
  10. amir61

    من دیر رسیدم اما عیبی نداره منم تبریک میگم تولدتو

    من دیر رسیدم اما عیبی نداره منم تبریک میگم تولدتو
  11. amir61

    دلم هوایت کرده (mad) هوا شیرین است ،‌ مثل وقتی که می خواستمت ، اما اکنون تو نیستی و من ماندم...

    دلم هوایت کرده (mad) هوا شیرین است ،‌ مثل وقتی که می خواستمت ، اما اکنون تو نیستی و من ماندم و هوای دل . هوا ترد است ، مثل دل شکسته ی من ، آنوقت که چشمانت را به رویم بستی . هوا خشک است ، مثل باغچه ی دل من ، مانند گل های پژمرده ی زرد خانه ی من . هوا آبی است ، مثل آسمان صاف دل من ، اما...
  12. amir61

    چاه نفسانی من پُر شد از حجم تهی از این دنیای سراسر زالو من تو را می خوانم...

    چاه نفسانی من پُر شد از حجم تهی از این دنیای سراسر زالو من تو را می خوانم به حقیقت تو مرا دریابی من تو را می خواهم
  13. amir61

    و صدایم کن با صدای پایت با ندای جان شوق دیدارت صبحدم از خواب رهایی تو بیدارم کن و چه...

    و صدایم کن با صدای پایت با ندای جان شوق دیدارت صبحدم از خواب رهایی تو بیدارم کن و چه سنگین خوابی ست ، خواب پژمردن یاس ، در گِلِ خُش ( ک ) شده ی بیمارم و چه سنگین صوتی ست ، صوت قد قامت تو و مرا تاب ندارد بدنم لِه شدم زیر ِ یک بوسه ی قاصدکت
  14. amir61

    جانم به لب آمد ... مگر این درد عظیم را ، جز به مردن درمانی است ؟! کوچه ی بنی هاشم امروز فریاد...

    جانم به لب آمد ... مگر این درد عظیم را ، جز به مردن درمانی است ؟! کوچه ی بنی هاشم امروز فریاد می کند . در به دیوار شکایت . آتش از شرم خانه آب می شود و زمین و زمان از بودن خود پشیمان ... و آسمان مثل هیچ وقت خواهد گریست
  15. amir61

    []دست های بلندت ، پست ترین غنچه ها را نیز آب می دهد [بارها نوشتم ، باز فراموش کردم اما باز...

    []دست های بلندت ، پست ترین غنچه ها را نیز آب می دهد [بارها نوشتم ، باز فراموش کردم اما باز نوشتم ولی بارها فراموش کردم []اما تو ... !
  16. amir61

    دست های بلندت ، پست ترین غنچه ها را نیز آب می دهد . بارها نوشتم ، باز فراموش کردم اما باز نوشتم...

    دست های بلندت ، پست ترین غنچه ها را نیز آب می دهد . بارها نوشتم ، باز فراموش کردم اما باز نوشتم ولی بارها فراموش کردم . اما تو ... !
  17. amir61

    هیچ چیز نمی تواند دست های کوتاه و خسته ام را جز عشق تو در این سیاهی شب وادار به نوشتن کند . آه...

    هیچ چیز نمی تواند دست های کوتاه و خسته ام را جز عشق تو در این سیاهی شب وادار به نوشتن کند . آه که چقدر می خواهم بنویسم . از تو .... ، از زیبایی .... ، از عشق
  18. amir61

    میتوان حقیقتی را دوست نداشت اما نمیتوان منكر آن شد. (روسو)

    میتوان حقیقتی را دوست نداشت اما نمیتوان منكر آن شد. (روسو)
  19. amir61

    آنان كه گذشته را به یاد نمی آورند محكوم به تكرار آنند." سانتایانا

    آنان كه گذشته را به یاد نمی آورند محكوم به تكرار آنند." سانتایانا
  20. amir61

    من از نسل شب شکنان روزگارم ، من از نسل نورآفرينان پاک ، از سلاله پاک آريائيان بردبارم ، منم...

    من از نسل شب شکنان روزگارم ، من از نسل نورآفرينان پاک ، از سلاله پاک آريائيان بردبارم ، منم ميراث هزار ساله زمين ، همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ، همان پيام آور مهر و دوستی ، همان گرفته در فش آشتی بر دوش نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر که يادگار يادگاران من ، همه...
بالا