هر وقت این متنو میخونم اسم پیمان حبیب اللهی میبینم چهره خواهرش دوباره تو ذهنم تداعی میشه
خیلی شبیه هم بودن
یادش بخیر کلاس سوم راهنمایی بودیم ... وقتی یادش میفتم خندم میگیره!
امیدوارم هرجا که هستن موفق باشن
قبل از آنکه
خود را به تنهایی ام
بسپارم
معترضم
که دیگران محکوم
به ترک کردن من اند
سوال این است که
آیا من اصلا
به کسی
اجازه سهیم بودن
در احساساتم
در افکارم
در رویاهایم
در زندگی ام
را داده ام ؟
امکان دارد
که این دیگران نباشند
که...