:(
پیش دبستانی بودم یه روز می خواستم برم اردو کلی هم ذوق داشتم .روز قبلش مامانم برام کلی خوراکی خریده بود منم از ذوقم شب همشو مخفیانه خوردم:D
مامانم فرداش فهمید و هیچی دیگه برام نخرید منو دست خالی فرستاد اردو :crying2:.انقدر قلبم شکست (خوب اولین بارم بود که می خواست برم اردو:cry:)کلی گریه...