یه بار وسطای زمستون دسته جمعی میخاستیم بریم ماسوله برف بازی
منم تو ماشین خالم نشستم خالم گفت اون بخاری رو بزن منم اشتباهی کولرو زدم
هی موندیم دیدم این ماشین گرم نمیشه منم هی به خالم غر میزدم ماشین صفر نخریدی بخاریشو ببین گرم نمیکنه وفتی رسیدیم به داداشک اینا تو ماشین بغلی گفتیم ماشینه ما بخاریش...