چگونه فراموشت کنم تورا
که از خرابه هاي هرزگي به قصر سپيد عشق هدايتم کردي
و عاشقي بيقرارو ياري باوفا براي خويش ساختي آهو بره اي شدي که دوستي گرگ را پذيرفتي و براي اشکهاي او شانه هايت را ارزاني داشتي و با صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردي
چگونه فراموشت کنم
تورا که سالها در خيالم سايه ات...