با تو این ثانیه ها معنی تکرار نبودن، باور آینه ها جرات انکار نبودن...
بودنت معجزه ی شرقی باران و عطش، تو نبودی روز و شب این همه تب دار نبودن...
تو نه سحری، تو نه جادو ، نه سرابی، میدونم تو نه آغاز نه یه رویا نه یه خوابی میدونم...
تو همون آیت نوری، توی شبهای سیاه، تو ی آوار تباهی تو امیدی تو...
با تو این ثانیه ها معنی تکرار نبودن، باور آینه ها جرات انکار نبودن...
بودنت معجزه ی شرقی باران و عطش، تو نبودی روز و شب این همه تب دار نبودن...
تو نه سحری، تو نه جادو ، نه سرابی، میدونم تو نه آغاز نه یه رویا نه یه خوابی میدونم...
تو همون آیت نوری، توی شبهای سیاه، تو ی آوار تباهی تو امیدی تو...
با تو این ثانیه ها معنی تکرار نبودن، باور آینه ها جرات انکار نبودن...
بودنت معجزه ی شرقی باران و عطش، تو نبودی روز و شب این همه تب دار نبودن...
تو نه سحری، تو نه جادو ، نه سرابی، میدونم تو نه آغاز نه یه رویا نه یه خوابی میدونم...
تو همون آیت نوری، توی شبهای سیاه، تو ی آوار تباهی تو امیدی تو...