پیشکش به :
Noirgalaxy
منیژه چو از خیمه کردش نگاه-----بدید آن سهی قد لشکر پناه
برخسارگان چون سهیل یمن-----بنفشه گرفته دو برگ سمن
کلاه تهم پهلوان بر سرش-----درفشان ز دیبای رومی برش
بپرده درون دخت پوشیده روی-----بجوشید مهرش دگر شد به خوی
...
پریزادهای گر سیاوشیا----- که دلها بمهرت همی جوشیا
...