هیچ وقت ندیدمت و احساست رو درک نکردم
از او خواسته ام بین خودمان قاضی شود
ولی نه برای حکم دادن
تنها برای اینکه تو نیز به من حق دهی
......ولی نمی دانم چرا همیشه غم تو را باور می کنم
چون تو
انگار مال من است
و امروز از کنج کلبه تنهایی ام برایت باریدم
خدای من نگهدارش باش
گوش به زنگ شادکامیش خواهم...