میدونم میشناسی .
فقط شکر کن که در مرحله ای تونستی این نبیه دروغین رو مشاهده کنی که در حال گذار بود در ناحیه ترانزیشن از حالتی واقعی به نمادی توهم یافته
جایی که خدا هم در خلقتش بمونه استغفرا...
دعای من همون خطی بود که توش کلمه دعا نوشته شده بود و دیگر هیچ.
پس فکر نکن که قراره زانوهام رو برا این خاطر خاکی کنم
سروری؟
نه اون سروری ای که زردقلی خان منزورش بود. بلکه سرتر بودنت در یکی از علوم اجنبی رو میخواستم ببینم روزی قبل از مرگم انشاللاه
دعا میکنم خراب نباشی
اینکه خرابم باشی رونیمخوام
سروریت بیشتر بهم حال میده و معنا.
روزی، دیدنت رو میخوام بر سر علوم معلا.
تورو باهمه سختی ها در تقلا
ودرنهایت پیروز بشی مثل قهرمان بازیهای فیلا
پیروز بر بدی بر گودزیلا
و شاید مورد پرستش هندونان گردی چون شیوا
عیب نداره
زیاد حرص از منتجه/ عین یه زالو به پای همه جملاتم داره میچسبه این کلمه/ حرفاش نخور .
دلش به پاکیه حرفاشه.
فقط بشین و ثابت کن که آیا حرفاش پاکند یا نه
عرض ادب من هم به امنه در حوالی همین روزهای اخیر بوده و بس.
اون مارو نمیشماره/ ر ج سهیل/
منم مرسی که اومدین خوشالم فرمودین
وخوشالم که انسانهای بزرگواری رو در اطراف خودم میتونم هنوز مشاهده کنم که ادم به دوستی باهاشون افتخار کنه.
هیچی فقط نوشتم که مواظب همه چی باش . دنیا مقابل تو قرار خواهد گرفت.
چه خبره که. از کجا بدونم اخه بابا
ببخش که ادامه نمیتونم بدم بعد این
الان به شکل یک عاشق هستم که در رویاییترین لحظه مواجهه، داره در نهایت رذالت دندوناش رو خلال میکنه و گاهی گلوش رو صاف و گهگاه دماغش رو پاک
من یه ضد حال واقعی...
فک کنم اره انگلیسی بود یا شاید انگلیش واره ای بیش نبود / شکلک مردی که سرش رو اونقدر میخاره که ازجاش خون بیاد/
چه دراز بود که این نوشته ولی خیلی ساده و زیبا مرسی
من کلکسیون ترانه های خارجیم رو لاست کردم/هیجان برم گرفت/
وگرنه خوب چیزایی داشتم.
ولی من دیده بودم اسمت رو از قبل در میان نوشتههای...
منزورم از فاکتور همون یه دسته گل به جای یه دونه گل بود.
آره اینا معانیه متعالی ای دارند ولی برا منی که از دنیا هیچی نفهمیدم و از معنای فقط صورتکی خشک، چه حاصلی داره که بخوای از لابلای اشارت ها باهام صحبت کنی.
ولی از اینکه توضیح دادی واقعن متشکرم.
گفتن داریم تا گفتن
نه اون که بدتر میشد/اینم احتمالن یعنی اینکه حوصله نداشتی به همه قبور سر بزنی و از همشون فاکتور گرفتی و گذاشتی سر اولین قبر/
لااقل این کلمه اخرت رو میگفتی
علیک سلام و رحمت خدا بر بندگان نیک روزگار.
راستی من تو یه مسیر در و پیت هر روز حرکت میکنم تا برسم به خونهه
پشت یکی از تابلوهای بزرگ راهنماییه کنار خیابون و در اون کوهستان سخت به انگلیسی نوشته اس اچ
اگر روزی رسید که دیدی تنهاترینی، به اون تابلو فکر کن.
لوک ات می اس اچ
ایف آی سئی اُل آو دئم واز پستونکی در نتیجه باید بدونی که من تورو دست کم گرفتم در همه حالات.
آدمارو بر اساس اراده شون قبول میکنند یا رد.
اینکه چقدر به هدفشون ایمان دارند و چقدرش رو میخوان بازی کنند
حتی کسانی که نرسیده به هدفشون مرده اند هم ،مورد احترام تکریم قرار گرفته اند در...
میدونی برام یه دنیای فانتزی در این لحظه درست شده بود از منتجه(کلمه ماه) این دو پست اخرت.
لورروار داشتم به حرکات هاردی نیگاه میکردم و آخرش میدونستم که این هاردیه که حرصش در میاد.
مروت؟
نه
مروت هم نوعی دلسوزیه در این جمله ای که گفتی
پس من مروت نداشتم
از سر تلمس لحظات خوش بود همه این اسمایلا