نتایح جستجو

  1. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده ای کند از شادی من است
  2. M

    اینجا کسی هست که علاقمند به تبادل اطلاعات راجب پیشرانه های جت باشه

    سلام. تو زمینه پیشرانه ها نرم افزار کاربردی خاصی هست؟ ممنون میشم معرفی کنید
  3. M

    مشاعرۀ سنّتی

    شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند فلب همه صف شکنان...
  4. M

    مشاعرۀ سنّتی

    شنیدم سخنی خوش که پیر کنعان گفت فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
  5. M

    مشاعرۀ سنّتی

    روز گار و هرچه در وی هست بس ناپایدار است ای شب هجران تو پندارم برون از روزگاری
  6. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دائم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
  7. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت آن مونس جان مارا بس
  8. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان زتن درآید
  9. M

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا میبینی و هردم زیادت می کنی دردم تور ار میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
  10. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
  11. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در بزم عيش، يك دو قدح دركش و برو يعني طمع مدار، وصال مدام را
  12. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده ای کند از شادی من است
  13. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
  14. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تا درون آمد غمش از سینه بیرون شد نفس نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
  15. M

    مشاعرۀ سنّتی

    هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
  16. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یا تو مسلمان نیستی یا من مسلمان نیستم می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می کنم
  17. M

    مشاعرۀ سنّتی

    من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب برخیز و بده شراب بنشین و بزن رباب ای سام تو بر سحر وی شور تو در شکر در سنبله‌ات قمر در عقربت آفتاب
  18. M

    مشاعرۀ سنّتی

    داني ز چه غنچه خون كند چهره ز شرم؟ زان روي كه كار او گل انداختن است
  19. M

    مشاعرۀ سنّتی

    داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی خنده اش خونیست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن پادشاه فصل ها ,پاییز (میدونم سنتی نیست اما خب من اینجای این شعر رو دوست داشتم، گیر ندن دوستان لطفا;))
  20. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تو در آب اگر ببینی حرکات خویشتن را به زبان خود بگویی که به حسن بی نظیرم
بالا