ما هم چندان تفاوتي با تو نداشتيم....تازه ساعت 11 شروع كرديم و دو ساعته سمبل كرديم البته خوبيش اين بود كه چون چهار نفر بوديم هر كي يه چي گفت و زود تموم شد....
فقط يه اثبات يك سوم طول فنر رو نداشتيم كه از بد شانسي همون هم اومد و هيچكدوممون ننوشتيم....
اين روحي هم اونقدر راجع به حساسيتش راجع به...
حالش خوبه ....سلام ميرسونه......
امتحاناش كم كم شروع شده...امسال امتحان نهايي داره بچه ام...
هنوز خيلي تو دزديدن كارت داداشش تازه كاره...زود لو ميره...اگه ديشب بهش اس نميدادم آن نمي شد...اومد راي داد رفت...
راستي اين راي گيريه اگه هيچي واسه ما نداشت حداقلش باعث شد يه چند تا اس ام اس به scampجيگر بزنم و يه حالي ازش بپرسم....
اون پستمو جدي نگير...راي من عوض نميشه....همين جوري يه چي پروندم...
درس بخون....من كه اين هفته يه امتحان سخت دارم و تنها كاري كه كردم اين بوده كه يه دور با سرعت نور از رو جزوه ام خوندم....خدا اين يكي رو ختم به خير كنه...
راستي امروز سر آز فيزيك روحي كلي سوتي داد ما هم تا تونستيم خنديديم....
اون دستگاه جديده كه نمي دونم اسمش چيه و روحي هي مي گفت دو ماهه خريدن...
سلام
خبري از ما نمي گيري؟ آبجي كوچيكه رو از ياد بردي؟
چند شب پيش داشتم رو تختم مي خوابيدم كه يهو نظرم به نوشته هاي بالاي سرم جلب شد البته يه چند باري قبلا ديده بودمشون,بالاي سرم (آخه من رو تخت پايين مي خوابم)رو اون تخته چوبي ها كه خودت خوب ميدوني نوشتته بود فاطمه زهرا,مريم,فهيمه شيمي زهرا...