مریم ژون شوما وایمیستی کنار فقط اخرش یه ضربه ای بزن که حرصت خالی شه...
قربون اون ظرافتت بروم و دیر برگردم عشخ ناز جونم...
یه عالمه میبوسمت...
و شادی لحظه هات رو آرزومندم ژیگرم...
شبت ستاره بارون...:gol:
آره خونه ی خوبیه...! جاتو سبز میزاریم...
پس نمیاد؟! ای بابا...
بهش گفتم همه به هم محرمیما...انگار باور نکرده...
اکشال نداره باو...
همین تعدادم خوبه از هیچی بهتره لاقل تو این تورم...
[IMG]
هرچه قدرم نتت رو قطع کنه نمیتونه مانع عشخ من بشه...
اصلا نگران نباش...
اگه باز نتت قطع شد اسب سفیدمو زین میکنم میام دنبالت بریم مخابرات ببینیم چه مرگشه...!![IMG]
تو فقط نگران نباش...
این بچه ها بو میکشن...
تا میفهمن بغل بازی راه افتاده پا میشن راه میفتن تو خونه...!!!
حتما این گوشه کنارا واستادن...
یه چند دقه نفس بگیریم دوره بعدی رو بریم...
یه یار اضافه هم آوردیم...اونم داره لباساشو عوض میکنه بیاد تو زمین...
wow wowwww
عژب جملاتی گفتی مریمم...
سوی چوشمانم بازگشت و قامت رعنای تو را در برابرم میبینم و به سمتت میدوم (جا خالی بدی موکوشمت....)
آه این آغوش مریم خودم است...
بگذار ما سرمان را همین جا بگذاریم و بمیریم و راحت شیم...