میخندی و انگار هر چه ابر،بر ترکهای وجودم میبارد. میخندی و شب پره های بی کسی، آسمان را پر میکند. میخندی و آفتاب برای بخشش درنگ نمیکند. میخندی و دلم برای غنیمت بردن ِ مهربانی ِ بودنت پر میکشد. شاهبانوی همه ی نوشته های من! چه ماهی وار، مخالف ِ هر چه هجوم ِاندوه است میتازی!* میخندی و من، من ِ...