آقا یه بار تو خونه دانشجوییمون بودیم با دوستم داشتیم کارامونو انجام میدیدیم. یهویی صابخونه زنگ زد گفت یه چیزی می خواد وصل کنه که از خونه ما میتونه ابن کارو انجام بده. ما هم خونمون داغون و کثیف دیگه بچه های معماری همو درک می کنن دیگه، خلاصه ظاهر خونه رو درست کردیم + یکی از اتاقا رو . فکر میکردیم...