عشق آرامش دلهاست اگر بگذارند
زندگی باتو چه زیباست اگر بگذارند
ای نگاه تو پرستوی پیام آور عشق
چشم تو چشمه ی رویاست اگر بگذارند
در هراس شب و تنهایی و بیهودگیم
با تو بودن شب یلداست اگر بگذارند
در عطش ماند کویر تنم و می دانم
عشق من، عشق تو دریاست اگر بگذارند
بلبل از شوق گل این نغمه ی مستانه سرود...
باغ بود اما فضایش سهمناک!
باغ، اما سروهایش سر فرو برده به خاک!
باغ، اما سنگ بر جای چمن روییده در هم
تنگ، تنگ...
باغ، اما نسترن ها زیر سنگ!
فریدون مشیری
--------------
دوستان از این به بعد سعی کنیداسم شاعر رو هم بنویسید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه...محو تماشای نگاهت....