حرف خ (2)
حرف خ (2)
خراب: آشفته/ بيخود/ شوريده/ بهمريخته/ شيدا/ مست
خرابتم: آشفته تو هستم/ شيداي تو هستم/ در عشق تو شويده و شيدايم (- به خدا خرابتم، چرا قبول نميکني؟!)
خرابتيم: براي اظهار نهايت مخلصي و چارکري
خراب رفيق: کسي که براي دوستش حاضر است هر کاري بکند، حتا اگر به...