شعر تشنه از "معینی کرمانشاهی"
با هوس عاشق آن چشمه ی نوریم هنوز
وای و صد وای کزین مرحله دوریم هنوز
دیگران رهسپر ثابت و سیاره شدند
ما براین خاک سیه مست غروریم هنوز
نه کمل از دگران دیده نه نقصان در خویش
ای زمان ! آینه بگذار که کوریم هنوز
زنده کش بوده و با مرده پرستی شادیم
این گواهی است که ما طالب...