نتایح جستجو

  1. M

    به نام زن... ♡

    روزگاری مردی فاضل زندگی می‌کرد. او هشت‌سال تمام مشتاق بود راه خداوند را بیابد؛ او هر روز از دیگران جدا می‌شد و دعا می‌کرد تا روزی با یکی از اولیای خدا و یا مرشدی آشنا شود. یک روز هم‌چنان که دعا می‌کرد، ندایی به او گفت به‌جایی برود. در آن‌ جا مردی را خواهد دید که راه حقیقت و خداوند را نشانش...
  2. M

    به نام زن... ♡

    هیچ می دانی که فرق اشک با لبخند چیست؟ آری ای جان!اشک از لبخند با ارزش تر است تاجر لبخند در بازار بسیار است لیک اشک را در نزد اهل دل مقامی دیگر است هدیه ی لبخند را هرکس به لب آرد، ولی اشک، تنها حرف عاشق در فراق دلبر است سلام من مجيد ياريان هستم. رشته ي فلسفه دانشگاه اصفهان شعر بالا، يكي از...
بالا