در شب کوچک من افسوس.....باد با برگ درختان میعادی دارد....... در شب کوچک من دلهره ویرانیست .........گوش کن وزش ظلمت را می شنوی؟......... من غریبانه به این خوشبختی می نگرم و به نومیدی خود سخت معتادم ........گوش کن وزش ظلمت را می شنوی.......در شب اکنون چیزی می گذرد ماه سرخست و مشوش و براین بام که...