دیروز توی تو بیست و هشت ساعت فقط حدود یک ساعت خوابیدم
دیشب که هشت خواب رفتم
الانه بیدار شدم
فقط حدود ساعت سه یه ده دقیقه بیدار بودم
حتی دیشب نفهمیم نرگس رفته خونه خودشون
ببخش رفتم صبحانه
بالعکس من
از دوتا چیزی همیشه خوشم میومد
یکی کامپیوتر
و دیگری زبان
که هیچ کدوم رو در حد عالی یاد نگرفتم
ولی دوست دارم تا آخر عمرم کارم بسته به این دوتا باشه
نه بابا
اعصاب واسم نگذاشته دیگه این لپ تاپ
صبحم باید برم مغازه دوتا سیستم ببندم
دوتا سیستم تعمیری هم هست
ساعت هشت یکی میاد خونمون انتخاب واحد کنه و ...
الانم دیگه سردرد گرفتم
خدا به دادم برسه
راستی دیروز یه پیام داده بودیدبعد پاکش کرده بودید چی بود
تو شهر ما
به مناسبت ماه محرم
یه نمایشگاه زدن
که همه چیزی داخلش هست
از صحنه های کربلا و غدیر و ...
تو یه غرفه اش که صحنه ای شورای صغیفه هست
دیدم دو هزار و پانصد تومن داخلش انداخته بودن