نتایح جستجو

  1. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ما به يك دهم هم راضييم.
  2. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اين چه حرفيه هروز كه روز شماخانومهاست باور نداريد
  3. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سلام منم به نوبه خود به همه خانومهاي گل تالار تبريك ميگم وآرزوي شادكامي و موفقيت در مراحل زندگيتان را از خداوند منان خواستارم
  4. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    شما يادتون نمياد (یک دنیا خاطره) شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد. شما یادتون نمیاد، آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن. شما یادتون نمی...
  5. bera

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر...

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از...
  6. bera

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر...

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از...
  7. bera

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر...

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از...
  8. bera

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر...

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از...
  9. bera

    راستي روزتون مبارك كارها خوب پيش ميره

    راستي روزتون مبارك كارها خوب پيش ميره
  10. bera

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر...

    پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از...
  11. bera

    سلام ستاره خانوم هستيد؟

    سلام ستاره خانوم هستيد؟
  12. bera

    نسترن سلام چقدر زود رفتي هنوز ساعت 10 است

    نسترن سلام چقدر زود رفتي هنوز ساعت 10 است
  13. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره دیگه چشمهام البالو گیلاس میچینه شبتون بخیر
  14. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اون کارو بزار به عهده من
  15. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    یادم رفت بپرسم وامت چند درصده؟
  16. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    حالا بر وبچ تالار نفهمند بهتره .ممکنه اعتراض کنند وکارتو از دست بدید
  17. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ممنون الطاف دوستان همیشه شامل حال ما است.
  18. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ضامن هم میخواد .چون من ضامن ندارم مگه خودت یا ستاره خانوم جورم را بکشید
  19. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ستاره خانوم خیالتون تخت شهرام تا صبح اینجاست .
  20. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اخی خیالم راحت شد .اخه هیچی پول نداشتم .بالاخره امشب خبر خوبی دریافت کردیم
بالا