آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود.
اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار.
قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروت كروكي جگري.
تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت.
قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم.
بعد موقعيت ديگري پيشنهاد...