جمله ی آخر:
یاد ایامش بخیر
کودکی بودیم
هر چند که سنی داشتیم
دلمان شاد بود
خند بر لب هایمان
گُم بود غم هایمان
شروعش معلوم و
انتهایش نا معلوم
هر شبمان زیر کرسی بود
جنگ ، دعوا ، خنده ، غصه ، آجیل ، چای و...
دوستیمان ماندگار
افکارمان در حال
عهد هایمان در یاد
همیشه در دل می گفتیم
تا که عمری باقیست...