خدایا م هنوز هم کلید خزانه یک مملکت را می خاهم یک شب باید کسی تمام اسکناسهای رنگی این شهر را ب م قرض بدهد
دختری پشت یک هزار تومانی نوشته بود
دختری پشت یک هزار تومانی نوشته بود:
"پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست
یک شب منو دست صاحب خانمان
سپرد... خدایا... چقدر میگیری که بگذاری
شب اول قبر...