با « یکــےِ بــود یکــےِ نبــود » شروع مــےِشود ایــن قــصــه
با یکــےِ مــاند یکــےِ نمــاند، تمـــام...
یکــےِ، مـ ـن بــودم یــا تــو؛ مــهم نیست
مهـمْ
قصـ ـهاےِســت که تمـــام مـےِشــود!
یه چیزی تو چشمای خیس تو بود
که خیلی نمی شد تماشاش کرد
تـورو می کشیدم که...