کمی برمیگردم به عقب، کتابهایی را میبینم، دستاوردهایی را، افتخارها، اعتبارها، زمینلرزهها، فوران آتشفشانها، آدمهای با شکمهای خالی بر خاک افتاده و در انتظار مرگ، و همچنان میبینم
واژگان طبیعی، خدا بیرحم است، کشتنهایش، از سر بیرحمیست، آنیکی، به کشوری حمله کرد، و کشوری گسترش داد، در...