نتایح جستجو

  1. دکتر مهدیه

    غمگینم همانندِ مادري كه كودك بیمارش با لبخند به او میگوید: امسال، سین هشتم سفره ي ما...

    غمگینم همانندِ مادري كه كودك بیمارش با لبخند به او میگوید: امسال، سین هشتم سفره ي ما سرطان من است... بعضی چیزها را " باید " بنویسم نه براي اینكه همه " بخونن " و بگن " عالیه " براي اینكه " خفه نشم " همین !!
  2. دکتر مهدیه

    رسیده ام ب حس برگی ک میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است..... امسال، سین...

    رسیده ام ب حس برگی ک میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است..... امسال، سین هشتم سفره ي ما سرطان من است... بعضی چیزها را " باید " بنویسم نه براي اینكه همه " بخونن " و بگن " عالیه " براي اینكه " خفه نشم " همین !!
  3. دکتر مهدیه

    رسیده ام ب حس برگی ک میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است...

    رسیده ام ب حس برگی ک میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است..... امسال، سین هشتم سفره ي ما سرطان من است... بعضی چیزها را " باید " بنویسم نه براي اینكه همه " بخونن " و بگن " عالیه " براي اینكه " خفه نشم " همین !!
  4. دکتر مهدیه

    [IMG]

    [IMG]
  5. دکتر مهدیه

    ...شايد محال نيست آن کس که درد عشق بداند اشکي بر اين سخن بفشاند اين سان که ذره هاي دل بيقرار...

    ...شايد محال نيست آن کس که درد عشق بداند اشکي بر اين سخن بفشاند اين سان که ذره هاي دل بيقرار من سر در کمند عشق تو، جان در هواي توست شايد محال نيست که بعد از هزار سال روزي غبار مارا ، آشفته پوي باد در دوردست دشتي از ديده ها نهان بر برگ ارغواني پيچيده با خزان يا پاي جويباري چون اشک ما...
  6. دکتر مهدیه

    گــويــی پــدر ژپتــوی نجــار از ســرمــا، پينــوکيــوی عــزيــزش را در اجــاق...

    گــويــی پــدر ژپتــوی نجــار از ســرمــا، پينــوکيــوی عــزيــزش را در اجــاق مــی ســوزانــد، اينگــونــه کــه تــو مــرا . . .
  7. دکتر مهدیه

    گناهــانــم را دوســــت دارم!! بیشتــر از تمــام ِ کــارهـــای خــوبــی کــه کـــرده ام ...

    گناهــانــم را دوســــت دارم!! بیشتــر از تمــام ِ کــارهـــای خــوبــی کــه کـــرده ام ... مــی دانــی چـــرا ؟! آنهـــا واقعـــی تریــن انتخــــاب هـای مــن هستـنــــد
  8. دکتر مهدیه

    دلم می خواست لای آدمها مثل ورق بازی جوری بُر بخورم، که کسی نفهمد چه حالی هستم!

    دلم می خواست لای آدمها مثل ورق بازی جوری بُر بخورم، که کسی نفهمد چه حالی هستم!
  9. دکتر مهدیه

    - "دلم کمی هوا میخواهد.... "اما در سرنگ".... خیلی خسته ام ...

    - "دلم کمی هوا میخواهد.... "اما در سرنگ".... خیلی خسته ام ...
  10. دکتر مهدیه

    جایی ته ذهن خدا گیر کردم اینجا خیلی شلوغ است دقیقا نمیدانم چندنفر جلوی من هستند اما...

    جایی ته ذهن خدا گیر کردم اینجا خیلی شلوغ است دقیقا نمیدانم چندنفر جلوی من هستند اما زیادند خدایا میشود مرا زودتر بیاد آوری! بعداز کلاغ بعد ازگنجشک... [IMG]
  11. دکتر مهدیه

    این بار مینویسمت... .تو. را میان اصطحکاک مداد وکاغذ گیر خواهم انداخت شاید اینگونه بشود...

    این بار مینویسمت... .تو. را میان اصطحکاک مداد وکاغذ گیر خواهم انداخت شاید اینگونه بشود تورا .تجربه. کرد...!!!
  12. دکتر مهدیه

    اینجا زمین است،زمین گرد است! تویی که مرا دور زدی... فردا که به خودم رسیدی حال و روزت دیدنی...

    اینجا زمین است،زمین گرد است! تویی که مرا دور زدی... فردا که به خودم رسیدی حال و روزت دیدنی است!
  13. دکتر مهدیه

    [IMG]

    [IMG]
  14. دکتر مهدیه

    موهای یک زن خلق نشده برای پوشانده شدن یا برای باز شدن در باد یا جلب نظر یا برای به دنبال...

    موهای یک زن خلق نشده برای پوشانده شدن یا برای باز شدن در باد یا جلب نظر یا برای به دنبال کشیدن نگاه موهای یک زن خلق شده برای عشقش که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود... عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست! دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم یه چند تارش بریزه .بگم...
  15. دکتر مهدیه

    چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم ، وقتی کل زندگی گریه دار است . . .

    چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم ، وقتی کل زندگی گریه دار است . . .
  16. دکتر مهدیه

    هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !

    هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !
بالا