نتایح جستجو

  1. کوثر89

    انیسمممم....همه ماچا رو نگه میدارم تا بیای... همش برا خودته....

    انیسمممم....همه ماچا رو نگه میدارم تا بیای... همش برا خودته....
  2. کوثر89

    تو می روی...تمام شهر می رود...

    تو می روی...تمام شهر می رود...
  3. کوثر89

    آخ.. چقدر درد میکند... نبودنت....

    آخ.. چقدر درد میکند... نبودنت....
  4. کوثر89

    نمیدونم... من امشب هیچی فک نکردم فقط نوشتم میخواستم یکی بخونه ببینم درک میکنه ممنونم که بودی...

    نمیدونم... من امشب هیچی فک نکردم فقط نوشتم میخواستم یکی بخونه ببینم درک میکنه ممنونم که بودی... شبت پراز حس باریدن بارون
  5. کوثر89

    احساس میکنم دارم میشنوم بوی گندیگی را انگار برای شکفتن زود قدم برداشته ام انگار هنوز راه مانده...

    احساس میکنم دارم میشنوم بوی گندیگی را انگار برای شکفتن زود قدم برداشته ام انگار هنوز راه مانده است انگار هزارها انگار در من میجوشد...وهزار ها جواب در من گم میشود انبوه حجم های عظیمی از کلمات از افکار خوانده نشده ودر صف مانده حالم دگرگون میشود سرگیجه خواب را ملزومه ی زمان میخوانم و راه می روم ر...
  6. کوثر89

    داشتم درمورد سفر درون خودم به خودم میگفتم که چی میشه وچه اتفاقی برام میفته

    داشتم درمورد سفر درون خودم به خودم میگفتم که چی میشه وچه اتفاقی برام میفته
  7. کوثر89

    سفر درون قدم میزنم میترسم سیاهی مرا ببلعد میترسم وحشت برمن هجوم اورد تاریک است روشنی در هیچ جای...

    سفر درون قدم میزنم میترسم سیاهی مرا ببلعد میترسم وحشت برمن هجوم اورد تاریک است روشنی در هیچ جای زمان حس نمی شود سردم میشود در اوج گرم بودنه تابستانه تنم برخورد شراره ها و سرما ترک میخورم... راه میرم می شنوم انگار من میشنوم دارد انعکاس میشود مدامو مدام سرم درد میگیرد گوش هاییم...خفگی را حس...
  8. کوثر89

    انگار از میان بازوانت لیز خورده ام.... در قعر خودم فرود امده ام...

    انگار از میان بازوانت لیز خورده ام.... در قعر خودم فرود امده ام...
  9. کوثر89

    درکش کردین؟ میخوام بدونم درکش کردین؟؟ ناله نبود... فقط تعریف یه سفر بود

    درکش کردین؟ میخوام بدونم درکش کردین؟؟ ناله نبود... فقط تعریف یه سفر بود
  10. کوثر89

    سلام یه سر به پیجم میزنی؟ ونظرت رو میگی...

    سلام یه سر به پیجم میزنی؟ ونظرت رو میگی...
  11. کوثر89

    سفر درون قدم میزنم میترسم سیاهی مرا ببلعد میترسم وحشت برمن هجوم اورد تاریک است روشنی در هیچ جای...

    سفر درون قدم میزنم میترسم سیاهی مرا ببلعد میترسم وحشت برمن هجوم اورد تاریک است روشنی در هیچ جای زمان حس نمی شود سردم میشود در اوج گرم بودنه تابستانه تنم برخورد شراره ها و سرما ترک میخورم... راه میرم می شنوم انگار من میشنوم دارد انعکاس میشود مدامو مدام سرم درد میگیرد گوش هاییم...خفگی را حس...
  12. کوثر89

    احساس میکنم دارم میشنوم بوی گندیگی را انگار برای شکفتن زود قدم برداشته ام انگار هنوز راه مانده...

    احساس میکنم دارم میشنوم بوی گندیگی را انگار برای شکفتن زود قدم برداشته ام انگار هنوز راه مانده است انگار هزارها انگار در من میجوشد...وهزار ها جواب در من گم میشود انبوه حجم های عظیمی از کلمات از افکار خوانده نشده ودر صف مانده حالم دگرگون میشود سرگیجه خواب را ملزومه ی زمان میخوانم و راه می روم ر...
  13. کوثر89

    مرسسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلییی لطف کردیییییی عمو جونم

    مرسسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلییی لطف کردیییییی عمو جونم
  14. کوثر89

    ها هاهاهاهاها حالا یه شاخه گل میگرفتی عمو زشته خب دسته خالی

    ها هاهاهاهاها حالا یه شاخه گل میگرفتی عمو زشته خب دسته خالی
  15. کوثر89

    نه عمو من با خاله بودم:دی

    نه عمو من با خاله بودم:دی
  16. کوثر89

    شاعر میگه: بیاا بغلم میخوام بوست کنم بیا بغلم اهااااااااا

    شاعر میگه: بیاا بغلم میخوام بوست کنم بیا بغلم اهااااااااا
  17. کوثر89

    اصن گاازیینگااا:دیی

    اصن گاازیینگااا:دیی
  18. کوثر89

    عمو جون زهرا شین خاله ی واقعنیه منه:دی

    عمو جون زهرا شین خاله ی واقعنیه منه:دی
  19. کوثر89

    دس دستت اها اهاا یووهوو عمو علی و وروجکم تبریک گفتن بهت من از عمو علی با ویسکیو اینا پذیرایی...

    دس دستت اها اهاا یووهوو عمو علی و وروجکم تبریک گفتن بهت من از عمو علی با ویسکیو اینا پذیرایی کردم:دی اون گفت نه اصلا براش رانی گرفتن 100تومن وشد پولمووو بده بدو:دی
  20. کوثر89

    آها آهاا..آههااآهاا [IMG]

    آها آهاا..آههااآهاا [IMG]
بالا