احساس میکنم دارم
میشنوم
بوی گندیگی را
انگار برای شکفتن زود قدم برداشته ام
انگار هنوز راه مانده است
انگار هزارها انگار در من میجوشد...وهزار ها جواب در من گم میشود
انبوه حجم های عظیمی از کلمات
از افکار خوانده نشده ودر صف مانده
حالم دگرگون میشود
سرگیجه
خواب را ملزومه ی زمان میخوانم
و راه می روم ر...
سفر درون
قدم میزنم
میترسم
سیاهی مرا ببلعد
میترسم
وحشت برمن هجوم اورد
تاریک است
روشنی در هیچ جای زمان حس نمی شود
سردم میشود در اوج گرم بودنه تابستانه تنم
برخورد شراره ها و سرما
ترک میخورم...
راه میرم
می شنوم انگار من میشنوم
دارد انعکاس میشود
مدامو مدام
سرم درد میگیرد
گوش هاییم...خفگی را حس...
سفر درون
قدم میزنم
میترسم
سیاهی مرا ببلعد
میترسم
وحشت برمن هجوم اورد
تاریک است
روشنی در هیچ جای زمان حس نمی شود
سردم میشود در اوج گرم بودنه تابستانه تنم
برخورد شراره ها و سرما
ترک میخورم...
راه میرم
می شنوم انگار من میشنوم
دارد انعکاس میشود
مدامو مدام
سرم درد میگیرد
گوش هاییم...خفگی را حس...
احساس میکنم دارم
میشنوم
بوی گندیگی را
انگار برای شکفتن زود قدم برداشته ام
انگار هنوز راه مانده است
انگار هزارها انگار در من میجوشد...وهزار ها جواب در من گم میشود
انبوه حجم های عظیمی از کلمات
از افکار خوانده نشده ودر صف مانده
حالم دگرگون میشود
سرگیجه
خواب را ملزومه ی زمان میخوانم
و راه می روم ر...
دس دستت
اها اهاا
یووهوو
عمو علی و وروجکم تبریک گفتن بهت
من از عمو علی با ویسکیو اینا پذیرایی کردم:دی
اون گفت نه اصلا
براش رانی گرفتن
100تومن وشد
پولمووو بده بدو:دی