صدای سکوتی
بر گستره ی افکارم
چنگ میزند...
حنجره ها میخوانند...
وگوش هایم
سرگرم اوای سکوت....تنها ابهام حضور را
فریاد می زنند
ومن بیگانه میشوم
با تمام خودم
اما اینبار
اینبار
خودی میابم
هم رنگ شکوفه های انار
که بر صفحه ی مه گرفته ی دنیایم
نقش مسیری دوباره را
تصویر میکند
کاش این عجیب قشنگ
دست بر...