نتایح جستجو

  1. bera

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم...

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش هر منزل این راه بیابان هلاک است هر چشمه سرابی است که بر سینه خاک است در سایه هر...
  2. bera

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم...

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش هر منزل این راه بیابان هلاک است هر چشمه سرابی است که بر سینه خاک است در سایه هر...
  3. bera

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم...

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش هر منزل این راه بیابان هلاک است هر چشمه سرابی است که بر سینه خاک است در سایه هر...
  4. bera

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم...

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش هر منزل این راه بیابان هلاک است هر چشمه سرابی است که بر سینه خاک است در سایه هر...
  5. bera

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم...

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش هر منزل این راه بیابان هلاک است هر چشمه سرابی است که بر سینه خاک است در سایه هر...
  6. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش هر منزل این راه بیابان هلاک است هر چشمه سرابی است که بر سینه خاک است در سایه هر...
  7. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    نگاه کن اقا حامد شرایط گار تو عسلویه سخته ولی خب مسلما از لحاظ مالی درامد خوبی داره ولی اگه تو کرج باشی مزایا خاص خودش رو داره .ببین کدوم کار با روحیاتت مساعد است و بهش علاقه داری وتموم جوانب رو در نظر بگیر ولی به نظرم واسه شروع اگه بتونی چند سال عسلویه کار کنی تجربه کاری خوبی بدست میاری و...
  8. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره چطور مگه
  9. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سلام دوست عزیز خوبی هستید
  10. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    هم سلام وهم خداحافظ مریم خانم چه زود رفتین
  11. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    اره اقا حامد امشب تالار رونقی نداره مریم خانم هم که رفت
  12. bera

    هیدرات گازی

    با سلام مدلسازی تشکیل هیدرات گازی http://www.4shared.com/file/ev0tV4C9/_online.html
  13. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سلام دوست عزیز شما خوب هستید؟
  14. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سلام خوبین باز چه خوابی واسه دخترای تالار دیدین
  15. bera

    شب آرام و بی صدا در تشو یش کوچه ها سرگردانم با رویای پنجره با یک سینه خا طره بی سامانم نامت...

    شب آرام و بی صدا در تشو یش کوچه ها سرگردانم با رویای پنجره با یک سینه خا طره بی سامانم نامت را تمام شب همراه ستاره ها نجوا کردم تا در ازدحام شب نقش روشن تو را پیدا کردم دیوار بی کسی تنها پناه من شبها ای دوست با اشتیاق تو حیران نگاه من شبها ای دوست با آرزوی تو در هر کجای شب از تو...
  16. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    الان مگه چه گرایشی میخونین و کجا هستید؟البته اگه تمایل دارید جواب بدید
  17. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    میگم سهیلا خانم واسه شما سایت راحت باز میشه؟من به سختی میتونم پیام بدم فک کنم دعای دیشب اون شیخ بی مقدار سایت رو به این روز انداخت
  18. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    پتروشیمی خوندم یه مدت عسلویه پالایشگاه بودم وبعدش الان خطوط انتقال گاز کار میکنم
  19. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شب و از من گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی ،جون پناهی یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من...
  20. bera

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    نه من حول وحوش 7سال است که درسم تموم شده و یه 6 سالی است که مشغول به کارم .ولی مثل برق وباد گذشت
بالا