موقع فصل کاشتن تخمه خربزه بود
چون بابام وقت نداشت
به عموم گفت شما برید تخمه بکارید
آقا دوتا رفتند و تخمه رو کاشتند و برگشتند
روز بعد بابام رفته بود سر زمین که ببینه چطوری کاشتن
هی دنبال چاله گشت که ببینه چطور تخمه کاشتن چیزی پیدا نکرد
بعد کلی گشتن
فهمید عمو و داداشم تخمه ها رو تو زمین بغلی کاشته...