علامه حلی در كودكی نزد دایی خود به درس و بحث مشغول بود اما گاهی به سرشت كودكانه ی خود از درس خواندن خسته می شد
و از نزد دایی خود فرار می كرد . دایی هم دنبال او می دوید ، و چون سریع تر از علامه می دوید ،به او می رسید ،اما همین كه
می خواست او را بگیرد علامه حلی یكی از آیه های سجده دار قرآن را می...
من اینطوری نیستم!!!
من از اون دسته ادمایی بودم در دوران جاهلیت که با تمام دوستای صمیمیم قبل از اینکه دوست شم دعوا میگرفتم!!
نمبدونم چه مرضی بود...
البته الانم یکم مونده!!
کلا" برخورد اول زیاد روم تاثیر نداره!