در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند
می گویند خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و
بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند...
وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد
بخاطرهمین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی از سرما یخ زده میمردند...
خو میکنم...
به بادهایی که از مشرق ذهنم...
سرزمین ها را...
یکی پس از دیگری...
به طاعون حضورش...مبتلا میسازد...
وحس را
بر سلول های عبوس منطقم...
تزریق میکند......
و بر جانم...ریشه میدواند...
وحال این روزهای عجیبم را...
به گرگو میش شعور...
وصله میزند...
ومن طلوع صبح دمان را...
در میان روزها از "روز دوم" بدم میآید...روز دوم بیرحمترین روز است، با هیچکس شوخی ندارد،در روز دوم همهچیز منطقیست، حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمیتوان سر ِخود را شیره مالید...
مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود، آغاز مدرسه بود و خوشحال بودیم، اما امان از روز دوم...روز دوم تازه میفهمیدیم که...
در میان روزها از "روز دوم" بدم میآید...روز دوم بیرحمترین روز است، با هیچکس شوخی ندارد،در روز دوم همهچیز منطقیست، حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمیتوان سر ِخود را شیره مالید...
مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود، آغاز مدرسه بود و خوشحال بودیم، اما امان از روز دوم...روز دوم تازه میفهمیدیم که...