اینجا رووو ببین
مه گرفته است حضور تو بر دیدگان من
کجاای دنیای خورشید انقد عمیق تابیده که....تاب نیاوردی بودن را....وهمچون شبنمی در دل دیدگان اسمان
حضور پیدا کرده ای...؟
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .
دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد...
من نمی دانم كه جهان مرا چه می داند؟ اما من خود را مانند كودكی می بینم كه در كنار ساحل سرگرم بازی است و گاه و بیگاه با یافتن سنگ ریزه ها و یا گوش ماهیهای زیباتر و صافتر از حد معمول، خوشحال می شود؛ حال آنكه اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان كشف نشده پیش رویم گسترده است.
آیزاك نیوتن
چه جالب:
معماری تقریباً هیچ ارتباطی با اختراع فرم های جالب و یا با تمایلات شخصی [ معماران ] ندارد. . .
انسانهایی که مامور به تغییر در عصر خودشان هستند اگر از قوائد و دکترین های همان عصر استفاده کنند،هیچ تغییری رخ نمیدهد...