وعده دیدار
(خاطره زیبا از تفحص)
ساعت 15 : 4 دقيقه بعد از ظهر دوشنبه است . كارم در مكتب تمام شده و به ترمينال مسافربري آمده ام . هيجان تمام وجودم را فرا گرفته است . دوستان يك به يك مي رسند . قرار است اتوبوس تا 10 دقيقه ديگر حركت كند . موج دلواپسي در دل همراهان در تلاطم است كه بالاخره خانم...