مرسی.:gol:
حرف تو مخش نمیره این حمییییییییید.
یعنی من جفتتونو میکشم.:D
خواهش میکنم.تو که دست به عکست صفره!!!!:biggrin:
هاااان سلام.یادم نبود.:D
خوبی خودت؟
هنوز خزان دست از سرت برنداشته؟
خب اینم یه جور کمیک نوشتاریه:D
حدود پنج سال پیش، در 5 بهمن 1386، یادداشتی در زروان، نوشته بودم، با عنوان ترجمههای شگفتانگیز، که با این مقدمه شروع میشد: با گسترش انتشار نشریات معماری و به ویژه نشریات مختلف شبهمعماری...