روزی دخترکی بود که در قیافه کم و سن و سال نشان میداد
نام این دخترک دخترک شرقی بود که از دیار غرب به شمال آماده بود و قصد جنوب داشت
در این میان جوانی خوش قد و بالا که نامش در کتب شاهنامه آمده بود و مردم او را فانوس تنهایی فرمیخواندند او را دید و به حیله آن دخترک پی برد
که او پیرزنی است وخود را...